منو
گفتگوی زنده
آمار
278559
شمار بینندگان :
231225
بینندگان امسال :
5821
بینندگان این ماه :
113
بینندگان امروز :
2
بینندگان کنونی :
140
عضوها :
0
عضوهای امروز :
نگاهی به گالری
 
تبلیغات
212674339801682043593.jpg

Untitled-11268216544234983678.jpg

ورود عضوها
گروه مقالات و مطالب
جستجو
پيشينه تاريخي استان
پيشينه تاريخي استان
 

دشت گرگان قدمتي شش هزار ساله دارد اين منطقه در قرن اول ميلادي

،سرزميني مستقل بود و در دربار امپراطوري روم سفير داشت .در منابع

تاريخي از اين دشت با نام هاي مختلفي ياد شده است.در كتب پهلوي و

يوناني «هيركانيا»واژه اي آريايي  بوده كه از واژه «وهرگ»به معناي گرگ

گرفته شده است(هم اكنون در زبان كردي  و طبرسي ورگ و هرك به معناي

گرگ بوده و وركان يا وهرگان هم به معناي سرزمين گرگ هاست.از آن در

كتب اوستايي با نام :«وهركانا »و در كتيبه هاي داريوش ،با نام «پرثو» ياد

شده است.اين سرزمين بعد ها نام هاي مختلفي به خود گرفته است. از

جمله :هرات،استراباد،طبرستان،جرجان،گرگان،اين شهر تا اواخر دوره

قاجاريه با نام استراباد مشهور بوده است.


به جز شهر هاي گرگان و گنبد ،بيشتر شهرهاي استان ،از توسعه و بزرگ

شدن روستاها به وجود آمده و فاقد اهميت تاريخي اند.


اولين شهر در اين سرزمين همان جرجان بوده است.كه بر اثر حمله مغولان به

خرابي گراييد.سپس در سه كيلوتري آن ،بناي شهر گنبد كاووس گذارده شد.


ديگر شهر تاريخي استان ،استراباد،همان گرگان فعلي ،است.كه بنايش  به

قهرمان ايراني ،گرگين ميلاد ،منسوب است.در بيشتر حوادث تاريخي اين

شهر سرنوشتي مشابه با جرجان داشته است.


در دوره اسلامي ،درزمان خلافت ،عمر ،لشكر سويد بن نعيم ،پس از فتح

شهرهاي سمنان ،در اطراف شهر بسطام كه همجوار سرزمين گرگان

بود،اردو زد.پيروزي هاي پياپي ،آنان را به فتح سرزمين گرگان علاقه مند كرده

بود.اين بود كه سويد ضمن نامه اي به حاكم گرگان ،از او خواست تا تسليم

شود.و در غير اين صورت ،خود را آماده جنگ سازد.حاكم گرگان چون مي دبد

مقاومت او در برابر لشكر مسلمانان بي نتيجه است در جواب نامه سويد

آمادگي خود را براي پرداخت جزيه اعلام نمود.دروازه شهر جرجان باز شد

؛سويد با احترام فراوان وارد آن گشت و پيمان نامه اي بين آنها تنظيم گرديد.

بزرگ ترين مانع ،قدرت نفوذ پادشاه بود.


در سال 164 ه.ق مهدي خليفه عباسي ،فرستادگاني را نزد فرمانروايان

گرگان فرستاد و از آنها قول  وفاداري گرفت  .در سال بعد پادشاه آنجا شورش

بزرگي عليه مسلمانان به راه انداخت و شمار  بسياري از ايشان را بي

رحمانه  كشت.در نظر اين خليفه ابن شورش چنان جدي وخطرناك مي نمود

كه در 167 ه.ق. سپاه بي نظيري را به فرماندهي پسرش براي نبرد با

شورشيان گرگاني گسيل داشت.پس از جنگ طولاني ،شورشيان شكست

خوردند و گرگان تسليم گشت.نسيم روح بخش اسلام در منطقه گرگان وزيدن

گرفت و مردم گروه گروه به دين اسلام در آمدند.پس از قيام زيد و سركوب آن

توسط خليفه وقت عده زيادي از همراهان زيد  راهي منظقه گرگان

شدند.عده ساداتي كه تا قرن پنجم به اين سزمين عزيمت نمودند .به 32 نفر

رسيد و از اين نظر ،حائز رتبه چهارم گرديد.سادات مهاجر هريك سهم عمده

اي در ترويج افكار شيعه اي در منطقه ايفا نمودند . در سال 253 ه.ق. حسن

بن زيد گرگان را تصرف كرد و آن را در قلمروت حكومت علويان قرار داد.در سال

260 ه.ق. يعقوب ليث گرگان را از سلطه علويان خارج نمود .پس از گذشت

23 سال ،حسن بن زيد توانست دوباره گرگان را به تصرف خود درآورد.در پرتو

حكومت علويان ،تشيع در منطقه گسترش يافت .در روايتي ،امام حسن

عسكري (ع)خواسته شيعيان گرگاني را ارج نهاد و سفري كوتاه به آنجا نمود

. به گفته قاضي نورالله شوشتري اين كرامتي بود كه جا دارد اهالي گرگان

براي آن بر اهالي قم ،مشهد كاشان ،و سبزوار بر خود ببالند.چراكه تا آن روز

و پس از آن نيز ،هيچ يك از امامان داوطلبانه وارد ايران نگشتند .اين روايت از

طرفي گوياي نفوذ و گشترش شيعه امامي در منطقه گرگان در عصر امام

حسن عسگري (ع)است. با سقوط علويان در گرگان و ساير مناطق ،اين

شهر به تصرف ساسانيان در آمد.با ظهور آل بويه در بحبوحه جنگ هاي خانمان

سوزي كه بين آل بويه و سامانيان در بر مي گرفت .اين شهر شهر بين آنان

دست به دست مي شد.گرگان در دوره اول سلجوقي ،به تصرف طغرل در

آمد.سپس خوارزمشاهيان آن جا را تصرف كردند.با شكست محمد

خوارزمشاه و هجوم مغولان به ايران ،گرگان هم مانند ساير شهرهاي ايران آن

روز ،آماج حمله وحشيانه مغولان قرار گرفت.گرگان در اين هجوم چنان آسيب

ديد كه تا قرن ها آثار شوم آن را با خود داشت.با ظهور سربداران دامنه

قيامشان گرگان را فراگرفته است.و گرگانی هایی كه ازظلم مغولان به ستوه

آمده بودند،شادمانه خود را آماده قيام و استقبال ازسربداران نمودند.محمد

هندو ،حاكم مغولي ،كه پس از شكست سپاهش در نبرد با جوانان باشتيني

به سوي گرگان گريخته بود،در نبردي نزديك شهر گرگان كشته شد.با

شكست مغولان لشكريان پيروز سربدار در ميان استقبالي گرم و كم نظير

وارد شهر گرگان شدند. بدين سان گرگان در آسمان تشيع اوج گرفت و دومين

مركز حكومت شيعيان گرديد و پلي شد براي نشر افكار شيعي در ديگر

شهرهاي مجاور. در قيام مرعشيان در مازندران نيز گرگانيان با اين سعادت

همكاري كردند. مرعشيان كه با تبليغ آرمان هاي سربداران، مازندران را به

تصرف خود درآورده و با سرزمين گرگان هم مرز شده بودند، پس از تجاوزهاي

حاكم گرگان به سرحداتشان، با لشكري عظيم رهسپار گرگان گشتند پس از

شكست و فرار حاكم گرگان، با سلام و صلوات اهالي شهر كه دل خوشي از

حاكم فراري خود نداشتند،وارد آن جا شدند. در سال 780 ه.ق. تيمورخان با

شكست حاكم گرگان، بر اين شهر استيلا يافت. تيمور با رفتاري خشن تر از

مغولان به تخريب مساجد،بناهاي تاريخي و منازل مردم پرداخت و شمار

بسياري را هم كشت.سپس تركمنان قره قونيلو و مدتي نيز ازبكان در گرگان

حكومت راندند. آن ها جنايات بسياري را بر اهالي گرگان روا داشتند و در طول

حكومتشان هم هيچ گاه مردم احساس امنيت نكردند. در عصر صفويه، شاه

عباس به گرگان آمدو قلعه ي مبارك آباد را در آن بنيان نهاد. در عصر صفويه كه

از لحاظ رشد افكار مذهبي، يكي از مهم ترين دوره هاي تاريخ ايران است.

علماي استراباد، گرگان امروز، در قرن هاي دهم و يازدهم نقش مهمي در

اجراي اهداف حكومت صفوي ايفا نمودند. پس از صفويه نيز مدتي گرگان در

تصرف نادرشاه و جانشينان وي بود. گرگان را بايد مهد قاجار دانست؛ چرا كه

آقا محمدخان قاجار، موسس سلسله ي قاجاريه، در خانه اي در اين شهرف

خانهي سيد رضا مفيدي كه هم اكنون به مولودخانه معروف است، تولد يافت.

هنوز هم بازماندگان قاجار در اين شهر به چشم مي خورند. گرگانيان در قيام

مشروطه خواهي مردم ايران، با رهبري روحاني آزاديخواه خود، شيخ محمد

حسين استرآبادي، شركت نمودند. در حالي كه مي رفت ستاره ي اقبال

محمد علي شاه به افول گرايد، سربازان استبداد خود را مهياي هجوم به

آزاديخواهان گرگاني نمودند، اما شيخ محمد حسين و يارانش با حضوري

پرشور در مسجد جامع شهر اين توطئه را خنثي ساختند، هر چند كه شهر از

اذيت و آزار حاميان استبداد، روس ها، در امان نماند. محمد علي شاه كه پس

از شكست از مشروطه خواهان به روسيه پناه برده بود. در آخرين تلاش

هايش براي بازگشت به قدرت، به شهر گرگان وارد شد. با ورود او به شهر

گرگان، درگيري هايي بين حاميان استبداد و آزاديخواهان درگرفت و تا مدتي

شهر در ناامني به سر برد. با استقرار مشروطيت، مردم در نخستين انتخاب

خود براي مجلس شوراي ملي، شيخ محمدحسين را برگزيدند. در دوره ي

پهلوي، دشت زيباي گرگان در معرض غارت قرار گرفت كه در اين ميان، نام

سرلشكر مزيـّن، نماينده ي دربار در گرگان، بسيار خودنمایي مي كرد. از آغاز

انقلاب اسلامي تا زمان اوجش، شهر گرگان شاهد تظاهرات و اعتصابات

بزرگي بود. گرگانيان با تقديم شهداي بسيار همراهي صادقانه ي خود را با

حضرت امام خميني(ره) نشان دادند. كشتار بيرحمانه مردم شهرهاي

گرگان و گنبد در روزهاي 19 و 20 بهمن، اعتراض امام را در پي داشت.

سرانجام در 23 بهمن تلاش ها به ثمر نشست و گرگان حيات جديدي را در

پرتو حاكميت جمهوري اسلامي آغاز كرد. با هجوم ارتش عراق به ايران، دلير

مردان گرگاني، با تقديم 1500 شهيد و هزاران مجروح و جانباز، استقامتي

ستودني را از خود به نمايش گذاشتند.